پاسخگویان: وبلاگ پاسخ به شایعات و شبهات

تحلیلها، پاسخهای روشنگر سیاسی اجتماعی فرهنگی  داده شده در فضای مجازی به شایعات و شبهات

شبهه: کنفوسیوس: در شهری که خداشناسان زندگی می‌کنند دیگر جایی برای قانون نمی ماند!!.

نادرزمانی
پاسخگویان: وبلاگ پاسخ به شایعات و شبهات تحلیلها، پاسخهای روشنگر سیاسی اجتماعی فرهنگی  داده شده در فضای مجازی به شایعات و شبهات

شبهه: کنفوسیوس: در شهری که خداشناسان زندگی می‌کنند دیگر جایی برای قانون نمی ماند!!.

🔴شبهه:
*در شهری که خداشناسان زندگی می‌کنند دیگر جایی برای قانون نمی ماند!!.*
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/1708
اگر قرار بود در جامعه‌ای زندگی کنم که دو شهر داشت و بر سر دروازه یکی نوشته بود: خدا و در شهر دیگر بر سر دروازه اش نوشته بود: قانون بی‌شک، من در شهر قانون اقامت می گزیدم، زیرا *در شهری که خداشناسان زندگی می‌کنند دیگر جایی برای قانون نمی ماند!!.*
(کنفوسیوس)
اما مسئولین ما به نام دین از شهر خدا (ایران، افغانستان، عراق و...) دزدی میکنند و با خانواده هایشان فرار میکنند تا به شهر قانون (آمریکا، کانادا، اروپا) برسند.

مردم را در شهر خدا، در جهل فرو برده اند و با فتوا و قوانین پوسیده در اسارت خرافات نگه داشته تا همچنان ملت شهر خدا برایشان کورکورانه بردگی کنند

🔵پاسخ:
🔹در فضای مجازی، به اسم‌هایی که زیر جملات می‌نویسند، اعتمادی نیست، چرا که هر کسی می‌تواند هر چه دلش خواست بنویسد و زیرش نام مشاهیر را اضافه نماید!
🔹این جمله اگر از "کنفسیوس" باشد نیز دلیل نمی‌شود هر چه او گفته درست باشد، چون نامش "کنفسیوس" است! بسیار اتفاق افتاده که اندیشمندان و دانشمندان نیز مواضع نادرست اتخاذ می‌کنند و سخنان بی‌فکر و بی‌منطق می‌گویند!
🔹آدم عقل دارد و باید هر ادعا یا سخنی را ابتدا به "عقل شریف" ارجاع دهد تا ببیند با اصول عقلی قابل تصدیق هست یا خیر؟
🔹انکار و تکذیب خدا با دلایل عقلی محال است، چرا که خداوند سبحان حق است و عقل فطری وجود، عظمت، کبریایی، خالقیت و ربوبیّتش را تصدیق می‌کند؛ اما دشمنی و لجاج با خدا و بالتبع موحدان، با انکار و تکذیب فرق دارد. هر دشمنی، ابتدا اذعان به وجود طرف مقابل می‌نماید و سپس به دشمنی و جنگ با او برمی‌خیزد.
🔹این جملۀ بی‌منطق، که به نقل از "کنفسیوس" آمده، هیچ برهان عقلی یا دلیل علمی ندارد، بسیار هم سبک و غیر منطقی است و فقط از روی دشمنی و لجاجی جاهلانه بیان شده است.
⏮قانون:
✅هیچ جامعه‌ای [کوچک یا بزرگ]، وجود نداشته، ندارد و نخواهد داشت که "بی‌قانون" باشد و هیچ قانونی، بدون قانونگذار وضع نشده است.
بنابراین، اختلاف و دعوا، برسر کدام قانونگذار و کدام قانون می‌باشد، نه اصل آن!
🔹سران، حاکمان و مدیران، در این امر به دو دسته تقسیم می‌شوند:
1⃣یک گروه که موحدان و مؤمنانند، می‌گویند: «چون جهان و انسان را خداوند سبحان، علیم و حکیم خلق نموده و برای هر چیزی اندازه‌هایی وضع کرده است «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ - ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريده‏‌ايم/القمر،49»، پس فقط اوست که می‌تواند "حقوق" هر چیزی را تبیین نماید و قوانین مرتبط را وضع و ابلاغ نماید.
2⃣گروه دیگر که مستکبرانند، می‌گویند: «خیر، ما با خدا، حقوق و قوانین او کاری نداریم، بلکه چون ما قدرتمندان، ثروتمندان و حاکمان بر جامعه و مردم هستیم، این ماییم که باید حقوق و قوانین را وضع و ابلاغ نماییم و همگان نیز باید اطاعت و پیروی کنند.»
_مردمان نیز یا تابع گروه اول می‌شوند و یا تابع گروه دوم.
✅بی‌قانونی:
در حقوق و قوانین وضع شده از جانب خالق علیم، حکیم و ربّ،
1⃣نه خطا وجود دارد -
2⃣نه هیچ ظلمی راه دارد
3⃣و نه تغییر و تبدیلی صورت می‌پذیرد؛
✅اما قوانین بشری:
1⃣اولاً از علم محدود بشر نشأت می‌گیرد
2⃣ ثانیاً خطاهای عمدی و سهوی به آن راه دارد
3⃣ ثالثاً چون مبتنی بر هوای نفس، امیال و اهداف قدرتمندان جامعه می‌باشد، آلوده به ظلم می‌گردد
4⃣و رابعاً چون قدرت‌ها و قدرتمندان ثبات ندارند، قوانین آنها نیز ثبات ندارند و مستمر متغیر و مبدل می‌گردند!
✅بنابراین، هر چند غربی‌ها در وضع یا حتی رعایت برخی از قوانین اجتماعی، جلوتر باشند، اما همانگونه که شاهدیم، دچار هرج و مرج در قانون و قانون‌مداری می‌باشند.
🔹حاکمان مستکبر و بی‌اعتقاد به توحید و معاد، ابتدا برای هر جنایت خود قانونی وضع می‌کنند و سپس می‌گویند: «به حکم این قانون، این جنایات حق ماست و ما مجاز به انجام آن هستیم»!
اما قوانین الهی چنین نیستند. قوانین الهی، ابتدا بر حاکمان، قدرتمندان، ثروتمندان، مدیران و اداره کنندگان جامعه مترتب و واجب می‌شود و سپس به عموم مردم.
🔹شهر خدا و شهر بی‌خدا
در ادامۀ پرسش آمده که جمهوری اسلامی ایران را به "شهر خدا" و غرب را به "شهر بی‌خدا" تعبیر کرده‌اند؛ در حالی که نه ایران شهر خداست و همه در آن موحد، مؤمن، متقی و ملزم به رعایت احکامی الهی می‌باشند، و نه غرب شهر قانون می‌باشد؛ کافیست به غیر اندک توجهی به ظلم و جنایاتی که حاکمان غربی به مردم خود و جهانیان روا می‌دارند، آمار رسمی ازدیاد تبهکاری، جنایت، ترور و ...، را در غرب مطالعه نمایند.
🔹بی‌تردید، جامعۀ بی‌خدا و بی‌دین نداریم، و این تقسیم‌بندی، دورغی برای عوامفریبی می‌باشد، بلکه خدای جامعۀ موحد، با خدایان متعدد جوامع بی‌خدا متفاوت است و به همین نسبت، قوانین آنها متفاوت می‌باشد.
🔹بله، اگر در شهری که خداباوران و معادگرایان زندگی کنند، جایی برای سلطه و قوانین مستکبران باقی نمی‌ماند.

🖌پاسخ به شبهات
📤پاسخگویان:
عضویت در کانالهای واتس آپ، تلگرام، ایتا، سروش:👇
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/1708
در ایتا:
https://eitaa.com/pasokhgooyan/3632
در تلگرام:
https://t.me/pasokhgoyan/13958
در وبلاگ:
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/2773
در سروش:
https://sapp.ir/pasokhgooyan


موضوعات مرتبط: اعتقادی ، سیاسی
برچسب‌ها: کنفوسیوس , زندگی شهر خداشناسان , جایی برای قانون

تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۱ | 8:4 | نویسنده : نادرزمانی |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.