
💠 دلنوشته نادرزمانی به مناسبت چهارمین سالروز شهادت دکتر علیرضا دریس
دیروز که با خانمم در گلزار شهدای بندر امام خمینی(ره) در مراسم سالروز شهید والامقام علیرضا دریس حضور پیدا کردیم و خدمت مادر و پدر و خانواده معظم شهید رسیدیم و عرض ارادت نمودیم، خیلی دلمان برای این خانواده متواضع و بی توقع سوخت.
با اینکه چهار سال از شهادت این شهید عزیز گذشته است اما هنوز هم چشمهای این خانواده خیس اشک است و دلشان سوزان!
کنار پدر شهید که نشسته بودم و لرزش فک و گریهها و اشکهایش را میدیدم احساس میکردم همین الان خبر شهادت پسرش را به او داده اند و حال و دلش مثل همان روزهای غمبار اول شهادت علیرضا بود!. از شکسته و پیر شدن او در عرض همین سه چهار سال، خیلی تعجب کردم!. انگار این خانواده شهید دارند از سنگینی و شدت داغ فرزندشان روز به روز شکسته تر میشوند!
خواستم از پدر شهید از آخرین وضعیت و تکلیف پرونده و بنیاد شهید بپرسم، اما نمیتوانستم به خودم اجازه دهم غمی بر غمهای سنگین آنها بیافزایم، و به همان اشارات و صحبتهای پدر شهید اکتفا کردم!.
در مورد چشم اشکبار و دل سوخته مادرش نمیتوانم چیزی بنویسم، زیرا او مادر است و نمیتوان حال و سوز دل مادری که جوان رشید و برومند خود را از دست داده به توصیف و تصویر کشید و قلمها و زبانها قاصر و ناتوانند!
وقتی خانمم از حال همسر شهید برایم تعریف کرد و گفت: «حال همسر شهید دریس اصلا خوب نیست و انگار هنوز نتوانسته باور کند علیرضا شهید شده! و با دستان لرزان اشک هایش را پاک میکرد و حالش مثل همان روزهای اول است و بلکه بدتر هم شده!»؛ یاد حال و گریه های خواهر خودم در هنگامی که همسرش شهید رحیم صحرائیان به شهادت رسید افتادم!. او در سوگ شوهرش چنان ناله و ضجه میزد که دل سنگ هم به درد میآمد!. حالا هم با اینکه چند سال است که از شروع جنگ تحمیلی و شهادت شهید صحرائیان و جاوید الاثر شهید عزت الله اسفندیاری و همرزمان شان گذشته و خواهرم با برادر شوهرش ازدواج کرده و دارای چندین فرزند شده است اما هنوز تحمل شنیدن خاطرات و نحوه به شهادت رسیدن شهید رحیم صحرائیان را ندارد و حالش خراب میشود!. (در دوران جنگ تحمیلی صدام حسین علیه ایران، وقتی کسی به شهادت میرسید، یکی از همرزمان، دوستان و بستگان مجرد آن شهید از خود مردانگی نشان داده و با همسر آن شهید ازدواج میکردند.)
در مورد اخلاق، رفتار، اعتقادات، تفکرات و اعمال خالصانه شهیدانی مثل شهید علیرضا دریس، باید برای جوانان و نوجوانان کتابها، مقالات و خاطرات نوشت و فیلمها ساخت، تا ارزشهای فرهنگی و اعتقادی آنان به نسلهای آینده منتقل شود.
اینکه ما هرساله بر مزار شهیدان جمع شده و سخنرانی و مداحی و یادی از آنها کنیم خیلی هم خوب و بجاست، اما واقعیت این است که کم است و کافی نیست و باید بصورت مستمر کارهای فرهنگی اصولی انجام داد و مردم و جوانان را با اعتقادات راسخ شهدا آشنا کرد و مسیر و اهداف اصلی آنها را نمایان و تداوم بخشید. یعنی دقیقا باید همان کاری را که شهید علیرضا دریس و شهدا انجام میدادند و مردم و نوجوانان و جوانان را با فرهنگ و الفبای شهادت آشنا میکردند انجام دهیم.
در پایان بر روح پر فتوح حضرت امام خمینی(ره) و شهدا و شهید دکتر علیرضا دریس، سلام و درود میفرستم و از آنان التماس شفاعت مینمایم.
کوچکترین خادم حسینیه المهدی(عج) و نوجوانان و جوانان:
نادرزمانی ۱۴۰۴/۱۲/۱
🔹 مطالب دیگری در مورد شهید علیرضا دریس:👇
https://pasokhgooyan.blogfa.com/category/13
موضوعات مرتبط: فرهنگی ، خاطرات نادر زمانی و دوستان ، شهید دکتر علیرضا دریس
برچسبها: دل نوشته , نادر زمانی , چهارمین سالروز شهادت , دکتر علیرضا دریس















