💠 *رد هفت شبهه منسوب به علی دشتی:*
توسط تیم تحقیقاتی مرکز هدایت؛ رد اسلام ستیزان 1. وزیر احمد عظیمی 2. راوی ذبیحی 3. عثمان نظامی.
زیر نظر: استاد عتیق الله افندی
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/1708
(توجه: این مطلب "پاسخ به ٧ شبهه علی دشتی" توسط گروه اهل سنت تهیه شده است. پاسخ علمای شیعه نیز بصورت متن نوشتاری، فایل pdf, و صوتی در لینکهای زیر تقدیم علاقهمندان میگردد:👇)
در ایتا:
https://eitaa.com/pasokhgooyan/3828
در تلگرام:
https://t.me/pasokhgoyan/14154
در وبلاگ:
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/2870
در سروش:
https://sapp.ir/pasokhgooyan
🔴شبهه سوم
:
پيامبر در سوره احزاب آيه ٥٠ می گويد: ای محمد دختران خاله تو دختران عمو و عمه و دايی تو و هر زن مهاجر و انصار كه خود را رايگان ببخشد بر تو حلال است و فقط بر تو حلالند! نه ساير مؤمنان و در آيات قبل گفته: زنان پيامبر در حكم مادران شمايند و بعد از پيامبر بر همه حرامند و در ادامه درآيه ٥١ می گويد: نوبت همخوابگی هركدام را می خواهی به تأخير بينداز در حاليكه قبلاً گفته: شرط عدالت برای داشتن چند زن وجود دارد، حال اينجا يك سؤال پيش می آيد آيا هيچ كس در دنيا نمی تواند بگويد همه زنان بر من حلالند وزنان من بر همه حرامند(تحدی) آيا جا ندارد كمی شك كنيم و مشكوك شويم يا نه! خيالمان راحت باشد! شما علمای عظام حواستان به همه چيز هست!
🔵جواب:
جزء اول شبهه: پيامبر در سوره احزاب آيه شماره ٥٠ می گويد: ای محمد دختران خاله تو دختران عمو و عمه و دايی تو و هر زن مهاجر و انصار كه خود را رايگان ببخشد بر تو حلال است و فقط بر تو حلالند! نه ساير مومنان (دون مومنان).
الف)شبههافکن در ابتداء شبهه اش اشتباه کرده است، و گفته که پیامبر در سوره ی احزاب آیه ی شماره 50 می گوید: ای محمد، حالا باید پرسید که پیامبر صلی الله علیه و سلم چگونه خود را مخاطب قرار می دهد، این نادانی شبه افکن را ظاهر می کند، این پیامبر صلی الله علیه و سلم نیست که خود را مخاطب قرار می دهد، بلکه الله متعال است که پیامبرش را مورد خطاب قرار می دهد.
از طرف دیگر، آیه ی قرآنی را اشتباه ترجمه کرده و برداشت نادرست نموده است؛ زیرا در این آیه ذکری از مهاجرین و انصار نشده بلکه این شرط ذکر شده که باید زنان نزدیک تو که می خواهی با آنها ازدواج کنی، از مکه به مدینه هجرت کرده باشند؛ زیرا هجرت در آن زمان فرض بوده است؛ از همین رو لازم است تا در ابتدا، آیه ی شریفه را به همراه ترجمه ی آن ارائه کنیم:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»[9]
«ای پیغمبر! ما برای تو حلال کرده ایم همسرانت که مهرشان را پرداخته ای و همچنین کنیزانی را که خدا در جنگ بهره ی تو ساخته است و عموزادگان و عمّه زادگان و دائی زادگان و خاله زادگانی که با تو مهاجرت کرده اند و زن با ایمانی که خویشتن را به پیغمبر ببخشد و پیغمبر بخواهد او را به ازدواج خود درآورد که (این یکی) خاصّ تو است و برای سائر مؤمنان جایز نیست (بدون مهریه و از راه هبه زنی را به ازدواج خود درآورند). ما خودمان می دانیم برای مؤمنان در مورد همسرانشان و کنیزانشان چه احکامی (همچون نفقه و مهریه و شاهدان عقد و عدم تجاوز از چهار زن) مقرّر می داریم تا اینکه (از احکامی که خاصّ تو است دلتنگ نبوده و) رنجی گریبان گیر تو نشود، خداوند آمرزنده مهربان است».
در اینجا مشاهده می کنیم چند گروه برای پیامبر l حلال شدهاند:
همسران
کنیزهایش
عموزاده و عمه زاده و دایی زاده و خاله زادگانش
زنانی که خود را به پیامبر صلی الله علیه و سلم می بخشند (مهریه نمی خواهند)
در مورد گزینه ی «۱» که فکر نمی کنم کسی سؤالی داشته باشد؛ چون زن و مرد حلال برای همدیگر هستند.
در مورد گزینه ی «۲» هم باید گفت: «بردهداری» فرهنگی بود تحمیل شده بر اسلام و برای حذف آن، به مدت زمان نیاز داشت، و در قرآن این امر فقط جایز می باشد و به آن امر نشده است و این امر مختص به پیامبر صلی الله علیه و سلم نبود.
در مورد گزینه ی «۳» برخی ها تصور می کنند این افراد بدون هیچ ضابطه ای بر پیامبر حلال بوده اند؛ در حالی که اصلاً منظور این نیست بلکه آیه می فرماید: این افراد برای تو حلالند که با آنها ازدواج کنی، اگر می گویید خیر، یک مورد را بیاورید که پیامبر صلی الله علیه و سلم بدون ازدواج با یکی از موارد ذکر شده همبستر شده باشد؟!
گزینه ی «۴» از امتیازاتی است که برای پیامبر صلی الله علیه و سلم اختصاص داده شده با توجه به تکلیف های سنگینی که در راه دعوت و تبلیغ متحمل شده بودند؛[10] یعنی اگر زنی خودش را برای پیامبر می بخشید(بدون مهریه) پیامبر اجازه داشت او را به ازدواج خود درآورد؛ این حکم تنها اختصاص به پیامبر صلی الله علیه و سلم داشته و مؤمنان دیگر حتماً باید مهریه ای پرداخت کنند؛ هر چند که کم باشد.
خلاصه همه ی شرایط برای مردان مسلمان، به جز رایگان بودن مهریه وجود داشت؛ اما نویسنده از روی نادانی آن را رابطه ی نامشروع دانسته؛ در حالی که چنین نبوده بلکه رابطه ی ازدواج بوده اما شرایط آسان تری داشته است.
ب) شبهه افکن مغرض گمان کرده، که منظور از حلال بودن یعنی تجاوز به هر زنی که پیامبر صلی الله علیه و سلم طلب کند، در صورتی که این پندار باطلی است، چرا که آیه از حلال بودن در جهت جواز در انتخاب ازدواج است، مثلاً به مردی گفته شود که تو با دختر عموی خودت حلال هستی یا تو به دختر همسایه ات حلال هستی، آیا این به معنای این هست که بدون هیچ تشریفات و با صرف اینکه به او گفته شود تو به فلانی حلال هستی می توانی ازدواج کنی؟ نه، بلکه این سخن به این معنا هست که مانعی در محرمیت تو با آن دختران وجود ندارد لذا می توانی با آنها ازدواج کنی، از این رو کلمه ی «احللنا» در این آیه در همان معنای عدم محرمیت یا نبود موانع در ازدواج معنا می شود نه اینکه بدون قید و شرط همه زنان بر پیامبر صلی الله علیه و سلم حلال باشند!
ج) جمهور علماء فرمودند که آیه 52 با آیه 50 منسوخ شده است، یعنی آیه ی ناسخ بر آیه ی منسوخ تقدم یافته و این نوع تقدم در تلاوت بوده نه در نزول؛ از این رو تحلیل(جواز) در این آیه دلالت بر آن می کند که قبلاً ممنوع بوده است و خداوند منع را برداشته و حکم بر جواز داده است؛ چنان که در آیهی 51 سورهی احزاب می خوانیم:
«لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ»
«از این پس، دیگر [گرفتن] زنان و نیز اینکه به جای آنان، زنان دیگری بگیری بر تو حلال نیست.»
د) از واژه ی «أحللنا» نمی توان رابطه ی نامشروع را ثابت کرد؛ زیرا در آیه ی(النساء۲۴) «…وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَآءَ ذَٰلِكُمۡ أَن تَبۡتَغُواْ بِأَمۡوَٰلِكُم مُّحۡصِنِينَ غَيۡرَ مُسَٰفِحِينَ» آمده که غیر از زنان محرم، همه ی زنان دیگر برای شما در مقابل مالتان حلال گشته اند؛ در حالی که پاکدامنی را اختیار نموده و زنا نمی کنید.
این حکم برای پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز می باشد؛ زیرا ایشان از همه ی زنانی که خواستگاری کردند، در مقابل به آنان مهریه پرداختند، البته زنی که خودش را برای پیامبر صلی الله علیه و سلم هبه کند، نیازی نیست که ایشان برای وی مهریه پرداخت کنند.
هـ) بسا آیات قرآنی است که پیامبر را مخاطب قرار داده اما حکم برای همه ی مؤمنین است؛ به طور مثال، الله متعال در آیهی اول سوره تحریم می فرماید:
«يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَۖ تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ»
«ای پیامبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام می کنی؟! و خداوند آمرزنده و رحیم است. در این آیه نیز خطاب به پیامبر صلی الله علیه و سلم شده «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ» اما حکم آن برای همه ی مؤمنین است.
و)برخی علماء مفسر فرموده اند: زنان زیادی خود را برای پیامبر صلی الله علیه و سلم بخشیدند[11] اما پیامبر صلی الله علیه و سلم از این حق اختصاصی «خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» هیچ گاه استفاده نکرده است؛[12] زیرا خداوند متعال این را به اراده ی پیامبر صلی الله علیه و سلم معلق کرده است «إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا» [13]
البته عده ی دیگری از مفسرین بر این نظر هستند که تنها یک زن به نام أم شریک خودش را به پیامبر صلی الله علیه و سلم بخشیده بود و ایشان او را پذیرفتند.[14] این قول ضعیف است؛ زیرا در بین ازواج مطهرات زنی به نام أم شریک به چشم نمی خورد.
چرا اسلام ستیزان بر حقی اعتراض می کنند که هیچ گاه پیامبر از آن استفاده نکرد؟
ز)اگر لفظ «خَالِصَةً لَكَ» راحتی و فضیلتی فهمیده می شود، از لفظ «نَافِلَةً لَكَ» در آیه ی «وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ» دشواری فوقالعاده ای برای پیامبر فهمیده می شود؛ زیرا نماز تهجد بر پیامبر صلی الله علیه و سلم فرض بود اما بر امت مستحب است.
پس اگر برخی فضیلت ها، خاص برای پیامبر بوده بسیاری از دشواری ها نیز به پیامبر صلی الله علیه و سلم اختصاص داشته است.
عبارت «وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ»، از رضایت کامل زن مؤمنی حکایت دارد که حاضر است بدون دریافت مهریه به همسری پیامبر صلی الله علیه و سلم درآید. اگر چه حکم مزبور ویژه ی پیامبر صلی الله علیه و سلم بوده، ولی باید توجه داشت که همسران مؤمنان دیگر نیز می توانند مهریه ی تعیین شده ی خود را بر شوهرانشان ببخشند.[15]
ح) از لفظ «خَالِصَةً لَكَ» این دانسته می شود که اگر زن خود را ببخشد، مخصوص پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم است نه برای کسی دیگر؛ یعنی با وجود اینکه پدر یا نزدیکان دیگر دختر موجود باشند، پیامبر صلی الله علیه و سلم ولایت آن زن را می تواند به اختیار گیرد؛ خواه آن زن را برای خود بگیرد یا به کسی دیگر بدهد؛ چنانکه زنی خودش را به پیامبر صلی الله علیه و سلم بخشید، اما پیامبر صلی الله علیه و سلم او را به ازدواج کسی دیگر درآورد.
این حکم به سبب آن است که پیامبر صلی الله علیه و سلم پدر معنوی امت هستند؛ چنان که حضرت لوط علیه السلام دختران قوم را به طرف خود نسبت می دهد؛ الله متعال می فرماید: «قَالَ يَٰقَوۡمِ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطۡهَرُ لَكُمۡ» دلیل این گفته، روایتی است که حضرت قتاده رضی الله عنه می فرماید: برای هیچ زنی جایز نیست که خودش را برای مردی ببخشد بدون اجازه ولی و بدون مهر مگر برای پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم.[16]
ط)زنی که بخواهد با پیامبر صلی الله علیه و سلم بدون مهریه ازدواج کند خویشتن را بر آنحضرت صلی الله علیه و سلم عرضه کرده و پیامبر صلی الله علیه و سلم اگر صلاح بداند اراده ی آن زن را محقق می کند و او را می پذیرد، پس در اینجا اقدام از سوی زن صورت گرفته و خداوند متعال این اقدام را در پذیرش یا رد برای پیامبر صلی
الله علیه و سلم جواز اختیار (تخییر) داده است.
با این توصیف شبهه ی شبهه افکن جز وهم و خیال چیزی دیگر نیست چونکه آیه هم به اراده ی اولیه که از جانب زن بوده و هم به اختیار در قبول و رد از جانب پیامبر صلی الله علیه و سلم تصریح نموده خداوند متعال در واقع در اینجا جواز در اختیار را بیان نموده نه تحقق ازدواج!
ی) اگر زنی خود را بر پیامبر صلی الله علیه و سلم عرضه کند و ایشان نیز او را پذیرد و با وی ازدواج کند، کجای این اشکال دارد؟ در نفس آیه نیز به ازدواج تصریح شده، چنانکه می فرماید: «يَسْتَنْكِحَهَا»، اکنون مشکل شبهه افکن مغرض در کجاست، در این است که زنی خود را بر پیامبر صلی الله علیه و سلم عرضه کند برای ازدواج با ایشان، یا در این است که چون ذهن فاسد آنها دنبال چیزهای فاسد و قبیح است می خواهند از ازدواج برداشت های غیر اخلاقی که لایق خودشان است را داشته باشند؟!
ک) اینکه زن خود را بر مردی عرضه کند برای ازدواج، نه تنها اشکال شرعی ندارد بلکه به لحاظ عقلی و نیز عرفی باز محل اشکال نیست، و باتوجه به آیه ی مزبور، هبه ای که در آن قبل از تزوج مهریه بخشیده شود برای غیر پیامبر صلی الله علیه و سلم جایز نیست، از این رو نکاح بدون تعیین مهریه برای غیر حضرت صلی الله علیه و سلم جایز نیست، و در این خصوص میان علماء اتفاق نظر است،[17] بنابراین اینکه زنی برای امر ازدواج از مردی نیکو سیرت خواستگاری کند و بین زنی که با بخشیدن مهریه قبل از ازدواج، خود را بر مردی عرضه نماید تفاوت است، حالت اولی جایز است،[18] اما حالت دومی با توجه به نص صریح آیه، مختص پیامبر صلی الله علیه و سلم است نه دیگران![19]
جزء دوم شبهه: (آيات قبل گفته كه زنان پيامبر در حکم مادران شمایند.)
این حکم همانند حکم قبلی از ویژگی های پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم بوده است و مراد از تشبیه زنان پیامبر صلی الله علیه و سلم به مادران مؤمنین، در واجب شدن تعظیم آنها و در همیشه حرام بودن نکاح آن ها است.[20]
جزء سوم شبهه: (چرا بعد از پیامبر بر همه حرام هستند.)
خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: «وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا» [21] «یعنی برای شما جایز نیست که رسول خدا صلی الله علیه و سلم را آزرده خاطر سازید، یعنی کاری نکنید که باعث رنجش خاطر مبارک او گردد، ونیز ازدواج با ازواج مطهّرات رضی الله عنهن آن سرور صلی الله علیه و سلم چه در زمان حیات و چه بعد از رحلتش برای شما جایز نیست؛ زیرا آنها مادران شما هستند؛ همانا آزردن خاطر پیغمبر صلی الله علیه و سلم و ازدواج همسران او برای شما در نزد خداوند گناه بزرگی است».
حکمت حرمت زنان پیامبر صلی الله علیه و سلم پس از وفاتشان
الف) یکی آنکه آن پیامبر صلی الله علیه و سلم شریفترین و بهترین مردم می باشد؛ بنابراین برای هیچ فردی از امت که مسلماً در مقام و منزلت از او پائین ترند شایسته نیست که بعد از وفات یا در زمان حیات او، خود را در محل او قرار داده و قرین همسر او گردد.
ب) نگهداشت حرمت ازواج مطهّرات پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم؛ زیرا آنها مادر های مسلمانان می باشند و معلوم است که مردها بر زن ها حکم سرپرستی و تسلط دارند و زن ها در مقابل مردها تابع و فرمانبردار می باشند و شایسته نیست که ازواج مطهّرات از آن مقام بلندی که به شرافت خانه نبّوت به آن نائل آمده اند تنزّل نموده به ازدواج کسی درآیند که در مقام و منزلت و شرافت به ادنی پایه آن مقام نمی رسد.
ج) از لحاظ دیگر، باقی ماندن اعتماد امت به آنهاست تا احکام شرعی را که آنها از پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم آموخته اند از آنها فراگیرند؛ زیرا چنانچه یکی از آنها در زمان حیات یا بعد از رحلت پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم با دیگری ازدواج می نمود، امت درباره او به شک می افتاد و بر او اعتماد نمی کرد و این باعث می گردید تا احکامی را که آنها از پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم آموخته اند به دیگران نیاموزند، و این برای دین خسارت بزرگی بود.
د) از لحاظ دیگر، پرهیز از وقوع فتنه بعد از رحلت پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم بود؛ چنانچه ازدواج زنان پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم بعد از رحلتش بر امت حرام نمی گردید، مردم بر ازواج مطهّرات هجوم می آوردند و بزرگان و رؤسای اقوام و قبیله ها به خواستگاری برخاسته و به این وسیله جنگ و جدال برپا می گردید.
هـ) از لحاظ دیگر اینکه هرگاه کسی یکی از ازواج مطهّرات را نکاح می کرد به طمع خلافت می افتاد و ادّعا می کرد که چون همسر پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم در خانه ی او است، برای منصب خلافت از سایرین شایستگی بیشتری دارد و این باعث فخر و تکبّر می گردید.[22]
لهذا نظر به این اسباب و حکمت های مذکور خداوند ازدواج زنان پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم بر امت حرام گردانیده و آنرا گناه بزرگی شمرده چنانچه می فرماید: «إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا»
خلاصه این که شبه افکن مغلطه نموده و خواسته نشان دهد که همه ی زنان دیگران برای پیامبر صلی الله علیه و سلم حلال است اما زنان پیامبر صلی الله علیه و سلم برای دیگران حرام است؛ در حالی که ثابت نمودیم، فقط در یک صورت، آن هم زنی که خودش را به پیامبر صلی الله علیه و سلم ببخشد، جایز است که ایشان بدون مهریه با وی ازدواج کنند که این حکم مختص ایشان می باشد؛ این درحالی است ک هیچ گاه پیامبر صلی الله علیه و سلم چنین زنی را نپذیرفتند اما از طرف دیگر زنان پیامبر بنابر حکمت های الهی خاص و بنابر عظمت شأن شان، بر امت حرام شده اند.
جزء چهارم شبهه: (در ادامه در آيه ٥١ مي گويد: نوبت هم خوابگي هركدام را مي خواهي به تأخير بينداز در حاليكه قبلاً گفته شرط عدالت براي داشتن چند زن، وجود دارد)
از آن جاییکه پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم فرصت کافی برای رسیدگی به امور شخصی نداشت،[23] خداوند متعال برای وی این اختیار را داد که اگر نوبت یکی از زنان به جلو و عقب می افتد، اشکالی ندارد، می تواند بعداً آن را جبران کند.
این حکم اگر چه که برای پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم جایز بود اما پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم به آن عمل نکرده بلکه همواره عدالت را در نوبت شب باشی رعایت می نمود؛ چنانچه إمام ابن جریر طبری رحمه الله می گوید: «آنچه را خدا بر او روا دانسته بود عملی نساخت و همواره زمان های مساوی مصاحبت برای زنانش قائل بود.»[24] حتی در زمانه ی بیماری نیز به همین شیوه عمل کرد؛ تا این که سرانجام موافقت زنان دیگر را به دست آورد که در خانه ی حضرت عایشه رضی الله عنها بگذراند و همگی موافقت نمودند.[25]
هم چنین رسول الله صلی الله علیه و سلم در سفر میان همسرانش قرعهکشی می کرد و یکی را با خود به سفر می برد، تا به آن ها آرامش خاطر پیدا شود.[26]
این شبهه افکن مصداق همین قول شاعر است که می فرماید:
چشم بداندیش که برکنده باد
عیب نماید هنرش در نظر
هنر رسول الله صلی الله علیه و سلم این بوده که با وجود اجازه داشتن به عدم رعایت عدالت بین زنان، اما باز هم تا حد ممکن عدالت را رعایت نموده است و حتی به بارگاه الهی دعا میکرده که خدایا توان من در رعایت عدالت همین قدر است.[27]
عادت حضرت سیّد الأنبیاء صلی الله علیه و سلم این بود که هرگاه در کاری از طرف خداوند متعال به جهت سهؤلت به آن جناب صلی الله علیه و سلم رخصتی داده می شد پس آن جناب صلی الله علیه و سلم به صورت شکرگزاری عموماً بر عزیمت عمل می کرد، فقط به هنگام نیاز از رخصت استفاده می نمود.[28]
ظاهراً علت اصلی ذکر اینگونه مطالب در قرآن، نفی آن از سایرین است؛ یعنی اگر افراد مشاهده می کنند، که پیامبر صلی الله علیه و سلم قید مساوات را با زنانش رعایت نمیکند، دلیل بر آن نیست که آنها نیز می توانند در برابر زنانشان بی مسئولیتی پیشه کنند! خداوند متعال به خاطر شرایط ویژه ی پیامبر صلی الله علیه و سلم برخی تکالیف را نسبت به همسرانش از او برداشته که در مقوله ی «سُنَّةُ النَّبيّ» نبوده و قابل اقتدا برای سایرین نیست.[29]
از آنجا که پیامبر صلی الله علیه و سلم به عنوان اُسوه و الگو برای مسلمین معرفی شده اند، و از طرف دیگر آن حضرت صلی الله علیه و سلم در مورد ازدواج و احکامی که شامل ازدواج ایشان می شد، مستثنی هستند، لذا بیم آن می رود که مسلمانان در مورد اُسوه گرفتن پیامبر صلی الله علیه و سلم از یکسو و استثناءات احکام ازدواج پیامبر صلی الله علیه و سلم از سوی دیگر، اختلاف و تشتّت آراء پیدا کنند لذا با بیان شفّاف و روشن این مسائل در قرآن کریم از این اختلافات و تضادها جلوگیری می کند.[30] چون ازدواج های پیامبر صلی الله علیه و سلم بنا به مصالح دینی و سیاسی و فرهنگی و… صورت گرفته است، بنابراین احکام همسران ایشان نیز با افراد دیگر متفاوت است، و بدین جهت است که آیات شریفه پس از ذکر برخی از احکام مربوط به همسران پیامبر صلی الله علیه و سلم به صورت واضح به اختصاصی بودن این احکام در مورد پیامبر صلی الله علیه و سلم اشاره می کنند چنانکه می فرماید: «خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ»[احزاب/50] «ویژِه ی توست نه دیگر مؤمنان» بنابراین با توجه به این آیات، همه ی مؤمنین می دانستند که این احکام مربوط به رسول الله صلی الله علیه و سلم می باشد نه مؤمنین.[31]
جزء پنجم شبهه: آيا هيچ كس در دنيا نمي تواند بگويد همه زنان بر من حلال اند و زنان من بر همه حرام؟
نه هیچ مسلمانی نمی تواند چنین سخنی بگوید؛ زیرا بسیاری از زنان بر وی حلال نمی شوند؛ مثال: زنان بتپرست و زنانی دیگر؛ مانند: مادر و خواهر، اما برای اسلام ستیزان چنین ممانعتی وجود ندارد؛ زیرا آن ها می توانند با خواهر و مادر خویش نیز ازدواج نمایند.
و اگر منظور شبه افکن پیامبر صلی الله علیه و سلم است. خود او این را بر خود حلال نکرده بود، بلکه الله متعال بر او حلال کرده بود و می فرماید: «إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ»[32] پیامبر صلی الله علیه و سلم نمی توانست حلال خدا را بر خود حرام کند.[33]
اما در مورد این گفته که زنان من بر همه حرام اند، باید گفت: اگر منظور پیامبر صلی الله علیه و سلم است که زنان ایشان پس از وی بر همه حرام است که این استثناء برای رسول خدا صلی الله علیه و سلم می باشد، بنابر حکمت هایی که ذکر شد.
و اگر منظور این گفته کسی دیگر باشد، در زمان فعلی کسی نمی تواند بگوید: زنان من بر همه حرام هستند؛ زیرا صلاحیت این کار را ندارد و اگر بگوید باز هم حرام نمی شود، اگر او وفات کند زنان او می توانند با افراد دیگری ازدواج کنند.
منابع:
[9]. (الأحزاب۵۰)
الحاد نوین – باتلاق رنگین، مراد یوسفی؛ (1/137).
[11]. صحیح البخاری، (حدیث/۴۷۸۸).
[12]. جامع البیان فی تفسیر القرآن، علامه طبری؛ (۲۲/۱۷) – دار المعرفة بیروت،۱۴۱۲هـ.ق.
[13]. تفسیر ابنکثیر، (۶/۳۹۱).
[14]. مختصر تفسیر ابنکثیر، (۲/۱۰۵).
[15] . قرآن در برابر معاندان، رضا رهنما؛ (ج/1/ص/466) – ناشر: نشر احسان.
[16]. تفسیر الطبری، (۲۰/۲۸۶).
[17] . المنتقی شرح الموطأ، الباجی؛ (ج3/ص/275) – الناشر: مطبعة السعادة، بجوار محافظة مصر + الجامع لأحکام القرآن، إمام قرطبی؛ (ج/14/211).
[18] . فتح الباری شرح صحیح البخاری، للحافظ ابن حجر عسقلانی؛ (ج/9/175).
[19] . رد شبهات ملحدین، مقاله ی در مورد آیه ی 50 سورهی احزاب، (ص/6).
[20]. تفسیر أحسن الکلام، للشیخ أبی زکریا عبدالسلام الرستمی؛ (4/782).
[21]. (الاحزاب/53).
[22]. حکمت و فلسفه شریعت، مؤلف استاد شیخ علی احمد جرجاوی رئیس سابق دانشگاه الأزهر مصر؛ (1/339).
معمولاً چنین امری برای شخصیت های علمی یا اجتماعی نیز اتفاق می افتد.
[24] . جامع البيان في تأويل القرآن، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد الطبري؛ (المتوفى: 310هـ)، (ج/19/ص/142) – الناشر: دار هجر.
[25]. کشف نیرنگ و رد بهتان در پاسخ به نقد قرآن، (ص/۱۲۵۶) با تلخیص و تصرف .
[26]. صحیح بخاری، (حدیث/2518).
[27]. ترمذی، (حدیث/1140).
[28] معارف القرآن مفتی محمد شفیع «عثمانی»؛ (11/145-146).
[29] . قرآن در برابر معاندان، رضا رهنما؛ (ج/1/ص/474) – ناشر: نشر احسان.
[30] . کشف نیرنگ و رد بهتان در پاسخ به نقد قرآن، (ص/1258).
[31] . منبع سابق، (ص/1259).
[32] . تفسیر أحسن الکلام، للشیخ أبی زکریا عبدالسلام الرستمیe؛ (4/822).
[33] . چنان که در سوره ی تحریم آیه ی اول از حرام گردانیدن آنچه خدا بر او حلال نموده است، منع شده است.
. نساء النبي صلى الله عليه وآله وسلم، السيد الجميلى؛ (ص/100) – الناشر: دار ومكتبة الهلال – بيروت.
نساء النبي صلى الله عليه وآله وسلم، السيد الجميلى؛ (ص/100) – الناشر: دار ومكتبة الهلال – بيروت.
♦️پاسخ شبهه اول:
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/2865
♦️پاسخ شبهه دوم:
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/2866
♦️پاسخ شبهه سوم تا هفتم:
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/2869
📤پاسخگویان:
🔹 *عضویت در کانالهای واتس آپ، تلگرام، ایتا، سروش:*
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/1708
در ایتا:
https://eitaa.com/pasokhgooyan/3803
در تلگرام:
https://t.me/pasokhgoyan/14129
در وبلاگ:
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/2866
در سروش:
https://sapp.ir/pasokhgooyan
موضوعات مرتبط: اعتقادی
برچسبها: پاسخ شبهات , هفت سوال دشتی , پاسخ علی دشتی















