🔹سالهای ابتدایی دهه هفتاد مهمترین دغدغه جریان چپ که حالا مهمترین رقیبش یعنی آیتالله خامنهایِ راستی، رهبر شده بود؛ بازشناسی هویت چپ و نسبتش با معادلات و شرایط جدید بود. مسالهای که سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون در �عصرِ ما� و �سلام� مدام دربارهاش قلم میزدند.
اما از زمانی که �خاتمیِ� مجمع روحانیونی دل به �جبهه مشارکت� و �کارگزاران� داد و �مجمع روحانیون� بین چپها منزوی شد؛ کمکم �هویت جریان چپ� هم استحاله شد.
🔹چپها که در دولت هاشمی همه هویتشان نقد سیاستهای اقتصادی و سیاست خارجی دولت هاشمی از موضع گفتمانی خط امام بود و او را نماد انحراف از راه امام میدانستند؛ با �کارگزاران� که مهمترین ویژگیشان �حامی هاشمی و کارگزار دولت او بودن� بود وحدت کرده بودند. نقد و دشمنیها جایش را به رفاقت و همکاری داد، مجمعیها از حلقه تصمیمسازی چپ حذف و سایرین جایگزین شدند. سایرینی که ترجیح میدادند �خاتمی� �تنها رهبر اصلاحات� باشد، تا با هم کنار بیایند.
🔹طول کشید از دهه هفتاد تا نود �مجمع نیروهای خط امام� جایش را به �شورای هماهنگی جبهه اصلاحات� و نهایتا به �شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان� بدهد که اعضایش توسط شخص خاتمی انتخاب میشود. امثال خوئینیها و هادی خامنهای به هر دلیلی ترجیح دادند کنار بکشند و دعوا راه نیندازند، اما کروبی که سابقه دبیرکلی مجمع روحانیون را هم داشت رسما با تاسیس �اعتماد ملی� در برابر انحصارطلبی �خاتمی-کارگزاران� ایستاد و هم 84 و هم 88 با نامزد شدن در انتخابات و نقد علنی این جریان، مخالفتش را فریاد زد.
🔹در طول این سالها اغلب اصلاحطلبان دچار استحاله عمیق فکری شدهاند، معادلات سیاسی و دشمنی با جریان راست؛ حتی باعث شده با دشمنان عقیدتی دیروزشان مثل نهضتآزادی و جریان آیتالله منتظری هم همپیمان شوند.
🔹اما در این بین، افراد انگشتشماری چون خوئینیها و هادی خامنهای و چند نفر انگشتشمار دیگر هستند که علیرغم آن گردش فکری و عقیدتی، به لحاظ سیاسی هنوز بر همان �هویت اصیل چپ� ایستاده باشند. در حالی که کارگزارانیها و خاتمیچیها با تعریف و تمجیدهای اغراقآمیز �عملگرا بودن� هاشمی را تقدیس کننند؛ آنها همین مساله را نشان از تذبذب و بیهویتیاش بدانند. آنها که هنوز برخلاف خاتمی برسرِ اختلافات عقیدتیشان با نهضت آزادی و بازرگان باقی باشند و فراموش نکرده باشند که دوم خرداد، �نه بزرگ� به هاشمی بود. آنها که برخلاف کارگزاران حیا میکنند تیتر بزنند "تقدم استراتژی بر ایدئولوژی"
🔹غرض اینکه مصاحبه اخیر آقای خوئینیها درباره مرحوم هاشمی حاوی حرف جدیدی نیست. صدای اصیل چپِ سنتی است که سالهاست زیر بوقهای پرخرج تیم �کارگزاران-خاتمی� شنیده نشده است. مخالف سید موسی صدر بخاطر انقلابی نبودنش، منتقد هاشمی، مدافع تسخیر لانه جاسوسی و....
🔹با نگاه سیاسی آقای خوئینیها و جریان سیاسیاش از همان دهه شصت مشکل دارم، از همان تفسیر قرآنهای قبل از انقلابش در مسجد نیاوران، از همان�خط سوم�ی که دوست دارند انکارش کنند. از ضدیت با حزب جمهوری و شهیدبهشتی و سیدعلی خامنهای، از ماجرای نود و نه نفر مجلس، از بازنگری قانون اساسی سال 68 ، از خبرگان خرداد 68، از خبرگان سال 69 و زیربار آزمون اجتهاد نرفتن، از انتخابات مجلس چهارم، از ماجرای تیتر ناجوانمردانه سعید اسلامی و قانون مطبوعات. اما همه اینها باعث نمیشود رنگ عوض نکردنش نسبت به سایر اصلاحطلبان را تحسین نکنم. کاش چپها بی هویت نمیشدند، کاش همچنان خوئینیها و امثال او وسط میدان بودند، نه کسانی که هر روز به رنگی دگر درمیآیند.
تصویر: لیست مجمع روحانیون مبارز در انتخابات مجلس چهارم

📤فرج اللهی
📥پاسخگویان
https://eitaa.com/pasokhgooyan/1208
https://t.me/pasokhgoyan/11804
http://pasokhgooyan.blogfa.com/post/822
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، سیاسی
برچسبها: تفکرات خوئینیها , صدای هویت چپ , مجمع روحانیون مبارز , سیاست دهه 70















